الشيخ رسول جعفريان

134

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

آن كه « لكن فايدهء اهالى ايران از اين طايفه ، همين نيست كه گاه‌گاهى در احكام عدالت از ايشان استعانت جويند ، بلكه شريعت را اعتبار است به سبب صلاحيتى كه در نفس امناى شرع است . پادشاه را ياراى آن نيست كه ردّ احكام ايشان كند . . . خانهء ايشان پناهگاه مظلومان است و بعضى اوقات ، شهرى را به واسطهء وجود شخصى از اين طبقه ، بخشيده و معاف داشته‌اند . » « 1 » ادوارد پولاك ( 1818 - 1891 ) طبيب مخصوص ناصر الدين شاه كه سالها در ايران بود و كتابش را به سال 1865 م / 1281 ق منتشر كرد ، نكات جالبى دربارهء ساختار قدرت سياسى در ايران و نقش علما دارد . وضعيتى كه وى به وصف آن مىپردازد ، همان است كه شكل نيرومندتر آن در دورهء صفوى در ايران جريان داشته ، و طى يك‌صد و پنجاه سال پس از صفويان ، هنوز در ايران پايدار بوده است . وى مىنويسد : « ملاها در بين محرومين و فرودستان طرفداران بسيارى دارند ؛ اما دولتيان از ملاها مىترسند ؛ زيرا مىتوانند قيام برپاكنند . به هر روى اين را نمىتوان منكر شد كه ترس از آن‌ها ، وسيله‌اى است كه استبداد و ظلم زورگويان را به اندازه‌اى محدود كرده است » . « 2 » پولاك با اشاره به قدرت دوگانهء عرف و شرع مىنويسد : « در جوار شرع ، چيزى با نام عرف برقرار گرديده كه توسط شاه ، حكام و محكمهء عالى ديوان خانه اعمال مىشود . . . ملاها طبعا عرف را داراى اهميت و صلاحيت نمىشناسند و احكامى را كه بر آن مبنا صادر شده باشد ، باطل مىدانند ؛ تنها شاه است كه اين اختيار قانونى را عملا اعمال مىكند . . . اغلب جرائم سياسى از مقولهء عرف محسوب مىشود . » « 3 » وى دربارهء محدود بودن استبداد سلطان به وسيلهء شرع ، مىنويسد : « از اين گذشته ، قدرت فرمانروايى شاه ، به هيچ عنوان نامحدود نيست ؛ قوانين الهى و آزادى حكيمانهء مندرج در قرآن ، حيثيت و اعتبار علما و روحانيون ، افكار عمومى كه آن هم در ايران تا اندازه‌اى مؤثر است و سرانجام ملاحظه از طرز قضاوت روزنامه‌هاى اروپايى . . . سدّها و حدود تنوعى به شمار مىروند . » « 4 » پولاك از وجود طبقه‌اى از روحانيون در ايران خبر مىدهد كه « شاه را فرمانرواى بر حق نمىشمارد » . « 5 » مانند همين مطالب را مىتوان در سفرنامهء بنجامين ، نخستين سفير امريكا به ايران در

--> ( 1 ) . مالكوم ، همان ، ج 2 ، ص 551 ( 2 ) . پولاك ، ياكوب ادوارد ، سفرنامه ، ص 225 ( 3 ) . همان ، ص 227 ( 4 ) . همان ، ص 294 ( 5 ) . همان ، ص 298